نبرد واترلو

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

اگر قبل از این نام نبرد واترلو را شنیده باشید ، قطعا با خود میگویید که جنگی در دویست و اندی سال پیش بین مشتی کافر و زندیق چه ربطی به الآن ما دارد؟

دانستنش چه فایده ای دارد ؟

اصلا دردی از ما دوا میکند ؟

در این باره بر خود واجب میدانم بگویم که واترلو یکی از نقاط عطف تاریخ اروپا و به تبع آن جهان بود .


۱۸ ژوئن ۱۸۱۵ روزی بود که تاریخ روی پاشنه ی خود چرخید و مسیر تازه ای را دنبال کرد .

ناپلئون آن روز از روی تپه ای مشرف به میدان نبرد مشغول تماشای جزئیات نبرد بود.

در پشت او گارد امپراطوری قرار داشت ، و ارتش فرانسه در میدان مشغول مبارزه ای جانانه با تمام اروپا بود .

ما نیز اگر روی آن تپه کنار ناپلئون باستیم ، میتوانیم یک نبرد به تمام عیار ببینیم.
نبردی که تنها یک جنگ ساده نبود .
جنگ هر انقلابی با ضد انقلاب بود .
جنگ تحول با حفظ وضع موجود بود .
شاید کسی که فکه و کربلای پنج و والفجر را دیده درک کرده باشد ، بهتر واترلو را بفهمد.
قیاس بین قتلگاه فرزندان دلاور روح الله با واترلو بی شک بی انصافی است . اما با کمی دقت متوجه شباهت هایی هم میشویم .

گذشته نبرد واترلو

انقلاب

ابتدا میباست به طور بسیار خلاصه مجموعه وقایعی که به واترلو منجر شد را مورد بررسی قرار دهیم .

بسیاری از کشور های اروپایی با نام هایی که امروز برای ما آشنا تر هستند در قرون ۹ و ۱۰ تشکیل شدند .

از تقسیم امپراتوری شارلمانی کشورهای فرانسه و آلمان شکل می‌گیرند .
گفته میشود در آن زمان با سلطنت هوگ کاپه فرانسه به صورت ملتی واحد در می آید .
کشوری که در شکل گیری تمدن جدید نقش به سزایی بازی کرد .


سلطنت در فرانسه تا اواخر قرن ۱۸ ادامه پیدا کرد .
و جالب است که دوران شکوفایی این سلطنت در زمان لویی ۱۴ ام بود.
اما ۱۵۰ سال کمتر لازم بود تا این سلطنت با اعدام لویی شانزدهم در میدان کنکورد ، از اریکه ی قدرت به زیر کشیده شود .
در نیمه ی اول قرن ۱۸ ما شاهد جنگ و رقابت بریتانیا با فرانسه بر سر دنیا هستیم .
رقابتی که طرف فرانسوی چندان در آن توفیقی به دست نیاورد .
از مهمترین شکست های فرانسه در این دوران شکس در هند و کانادا ، بزرگترین مستعمرات بریتانیا بود .
تحلیل این شکست ها برای نگاه درست به واترلو از اهمیت ویژه ای برخوردار است . اما در این قسمت از آن عبور میکنیم و اندکی بعد دوباره به آن خواهیم پرداخت .

نیمه ی دوم قرن ۱۸ ، دوران انقلاب های مهم است .
انقلاب صنعتی در اینگلیس ، استقلال آمریکا و انقلاب بزرگ فرانسه در این زمان اتفاق افتادند .

 در صبح ۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹ در پاریس زندان باستیل توسط انقلابیون فتح شد . و هر ساله فرانسویان این تاریخ را به عنوان سالروز انقلاب جشن میگیرند .

چون نیت ما رسیدن به واترلو میباشد از توضیح بیشتر این قسمت خود داری میکنیم – در این باره میتوانید مکالمه ای از کتاب بینوایان در این خصوص ببینید

بعد از انقلاب و اعدام لویی شانزدهم اوضاع فرانسه بسار آشفته شد .
میل فرانسویان برای صادر کردن انقلاب خود به سایر نقاط اروپا ، از طرفی و ترس پادشاهان اروپایی از ورود این کالای خطرناک از طرفی دیگر باعث جنگ هایی بین فرانسه و کشور های دیگر اروپایی شد .
در هنگامی که ارتش و گارد ملی فرانسه مشغول جنگ در مرزها بودند در دوران ماکسیمیلیان روبسپیر و پس از آن هیئت مدیره اوضاع داخلی فرانسه نیز وخیم شد .
با به قدرت رسیدن روبسپیر و تصویب قانون مظنونین کشت وکشتار فراوانی در فرانسه آغاز شد .

پس از آن روبسپیر در ۲۸ ژوئیهٔ ۱۷۹۴ به آغوش گیوتین سپرده شد و هیئت مدیره سر کار آمد.
هیئت مدیره هم نتوانست وضعیت نابسامان داخلی را سامان دهد .

این وضع نابسامان تا به قدرت رسیدن ناپلئون ادامه داشت .

برای اطلاعات بیشتر میتوانید به سری مستند های دوران – انقلاب کبیر فرانسه مراجعه کنید

بحث مهمی که در اینجا باید انجام دهیم بحث در مورد اروپای آنروز است ، لازم است بدانیم ابرقدرت های آنروز در اروپا چه ملت هایی بودند .

فرانسه که از دیر باز جز قدرت های مهم اروپا به شمار میرفته، در این دوران نیز کشور بسیار مهمی است .
اینگلیس سابقه ی فرانسه را ندارد .
در واقع اینگلیس تا قبل از قدرت گرفتن الیزابت در اروپا مهم به شمار نمیامد .
اما بسیار سریع اوج گرفت و در زمانی که از آن صحبت میکنیم ، بخش های مهمی از شرق و غرب عالم را در بر داشت .
پیمان وستفالی باعت شد که آلمان ، که رقیب دیرینه و همیشگی فرانسه بود دیگر اهمیتی نداشته باشد، و منجر به ظهور قدرت های جدیدی شد .

فردریک کبیر پروس را بنیان نهاد که در آن زمان قدرت بسیار مهمی به شمار میرفت .
اتریش و روسیه نیر قدرت های مهمی به شمار میفتند .

ظهور ناپلئون

داستان اوج گیری ناپلئون داستان جذابیست که دانستنش خالی از لطف نیست .
اما به این نوشته خیلی مربوط نمیباشد .اما این اوجگیری را نیز مانند وقایع ابتدای انقلاب خیلی سریع از نظر میگذاریم .

ناپلئون یک افسر توبخانه بود .
اولین بار بعد از شکست دادن اینگلیسی ها در ۱۷۹۳ در بندر تولن نامش بر سر زبان ها افتاد.

پس از آن تبدبل به ناجی فرانسه در جمگ با کشور ها اروپایی شد .

ائتلاف اول

اتریش که به شمال ایتالیا و آلمان حمله کرده بود و مناطقی از فرانسه را اشغال کرده بود در برابر خود ولاوری های ناپلئون را دید .
ناپلئون در ۱۷۹۶ به سمت شمال اتالیا لشکر کشی کرد و در ماه مارس ۱۷۹۷ قراردادی را به اتریش تحمیل کرد که بر طبق آن بخش هایی از ایتالیا به فرانسه داده میشد
همچنین ناپلئون در این زمان ونیز را نیز فتح کرد و پس از مدت های بسیار دراز ، استقلال را ازونیزی ها گرفت .
این اولین ائتلاف اروپا بر ضد فرانسه بود که فرانسه در آن پیروز شد .

فتح مصر


پس از آن لشکر کشی ناپلئون به مصر را داریم .
ناپلئون به دنبال راه هایی برای ضربه زدن به منافع اینگلیس در هند ، تصمیم به فتح مصر و حضور در خواور میانه گرفت .
شاید هم بعد ۵۰۰ سال قصد به جریان انداختم چنگ دهم صلیبی و فتح بیت المقدس را داشت .
فتح مصر اسرار بسیاری دارد .
از جمله آن که ناپلئون در این لشکر کشی تقریبا ۲۰۰ پژوهشگر علوم مختلف برای پرده برداری از راز اهرام مصر همراه ناپلئون بودند .

ائتلاف دوم و حکومت ناپلئون


پس از از بازگشت از مصر ائتلاف دوم اروپایی بر ضد فرانسه ، به رهبری اتریش تشکیل شده بود.
وی ابتدا با یک کودتای کوچک هیئت مدیره را برکنار کرد .
در این جا قدرت به کنسول های سه نفره فرانسه رسید و ناپلئون در راس این کنسول بر فرانسه حکومت میکرد .
سپس به جنگ دوباره با اتریش در ایتالیا رفت و بعد شکست اتریش قرارداد صلح لونویل را در ۱۸۰۰ به وی تحمبل کرد .
ناپلئون در ماه مه ۱۸۰۴ توسط سنا به عنوان امپراتور فرانسه شناخته شد و در دوم دسامبر همان سال در کلیسای نوتردام تاجگذاری کرد.

ائتلاف ها سوم ، چهارم و پنجم

پس از آن کشور های اروپایی سه بار دیگر در برابر ناپلئون متحد شدندو هر سه بار شکست خوردند .

حمله به روسیه و ائتلاف ششم

پس از خیانت ارکساندر اول تزار روسیه به ناپلئون در جریان ائتلاف پتجم ،ناپلئون در سال ۱۸۱۲ به روسه لشکرکشی کرد .
وی پس از شکست ارتش روسیه و فتح موسکو با شهری سوخته(توسط ارتش روسیه ) روبرو شد که چندان در آن دوام نیاورد و مجبور به بازگشت شد .
در راه بازگشت بر اثر کمبود آذوقه ، بیماری و سرما ۰.۵ میلیون از لشکر ناپلئون مردند .
اروپایی ها که موقعیت را مناسب میدند در این زمان به فرانسه کرده پاریس را فتح کردند و ناپلئون را به جزیره ی الب تبعید کردند .
در این زمان لویی هجدهم برادر لویی شانزدهم را به جای وی بر مستند قدرت نهادند .

بازگشت صد روزه و نبر واترلو

ناپلئون پس از ۱۰ ماه از جزیره الب فرار کرد و به سمت فرانسه آمد .
او آنقدر در دل فراسوی ها جا داشت که آن ها پس از بازگشت او فریاد زنده باد امپراطور سر دادند و آماده ی جنگ با اروپا شوند .
در اینجا پروس و انگلستان ارتش خود را برای جنگ با ناپلئون آماده میکردند .

در اینجا ما از نظر سیر مقایع به جنگ واترلو رسیدیم اما پیش از ادامه ابتدا اندکی به عقب برمیگردیم و با نگاهی ژرف تر و عمیق تر جهان را تا قبل از ۱۸ ژوئیه ی ۱۸۱۵ بررسی میکنیم .

گذشته نبرد واترلو از نگاهی دیگر

نگاهی از بالا به اروئا در قرون وسطی

موانع پیش روی بورژوازی

اینگلیس ، ابرقدرت اروپا میشود

فرانسه فرهنگ را در دست میگیرد

انقلاب بزرگ


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *